مراد على شمس
618
با علامه در الميزان ( فارسى )
آرى ، كسى كه دست از تمامى وسايل و اسباب برداشته و در حاجتى از حوائجش به پروردگارش متصل شود ، در حقيقت متصل به حقيقت اسمى شده كه مناسب با حاجتش است ، درنتيجه آن اسم نيز به حقيقتش تأثير كرده و دعاى او مستجاب مىشود ، اين است حقيقت دعاى به اسم ، و به همين جهت خصوصيت و عموميت تأثير به حسب حال آن اسمى است كه حاجتمند به آن تمسك جسته است ، پس اگر اين اسم ، اسم اعظم باشد تمامى اشياء رام و به فرمان حقيقت آن شده ، و دعاى دعاكننده بهطور مطلق و همه جا مستجاب مىشود ؛ بنابراين ، روايات و ادعيهء اين باب بايد به اين معنا حمل شود . « 1 » س 596 - اينكه در روايات آمده است « خداوند اسمى از اسماء خود و يا چيزى از اسم اعظم خود را به پيغمبرى از پيغمبران آموخته » معنايش چيست ؟ ج - معنايش اين است كه راه انقطاع وى را به سوى خود به وى آموخته ، و اينطور ياد داده كه اسمى از اسما خود را در دعا و مسئلت او به زبانش جارى ساخته است ، پس اگر واقعا آن پيغمبر دعا و الفاظى داشته و الفاظش معنايى را مىرسانده ، باز هم تأثير آن دعا از اين باب است كه الفاظ و معانى وسايل و اسبابى هستند كه حقايق را به نحوى حفظ مىكنند ( دقت فرماييد ) . « 2 » س 597 - در كل اسماء حسنى چه شماره و تعدادى هستند ؟ ج - در آيات كريمه قرآن دليلى كه دلالت بر عدد اسماء حسنى كند و آن را محدود سازد وجود ندارد ، بلكه از ظاهر آيهء « اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 464 و 465 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 465 .